هنوز زنده اما.این چند وقت که نبودم امتحان داشتم بعدشم که رفتم شمال.چند وقت بود شمال نرفته بودم. ولی حال داد فقط هوا زیادی گرم بود ولی به درد دریا رفتن می خورد.۵روز شمال بودیم.خستگیم در رفت.سرویس شدم از بس درس خوندم (جون عمم)راستی آخرین شب یعنی همین دیشب یه ستاره بغل ماه بود. آسمون خیلی خوشگل شده بود.می گن تهران زلزله اومده من که نبودم.خوب خیلی ور زدم . من میرم دیگه با اینکه می دونم دلتون برام تنگ میشه .
لينك ثابت
نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 16:4 توسط ..:: محمدمهدي ::..